بهنامخدا

جنگ به روايت پيرزن سيگاري
باران شديد و بهگل نشستن جادهها مسئولين اردو را مجبور كرد بچهها را آنشب در خرمشهر اسكان بدهند. اتوبوس راهيان نور در خيابانهاي خرمشهر به دنبال جائي بود كه بتوان شب را در آن گذراند.
گذشت زمان انگار تأثير چنداني بر شهر نگذاشته بود! هنوز خيلي از خانهها نيم ويران بودند، انگار فقط سردستي سرپا نگه داشته شدهاند.
بالاخره يك حسينيه پيدا شد. بلافاصله بعد از ورودمان به حسينيه برق و بعدش آب قطع شد! روال هميشگيشان بود. اينرا ميشد از ظرفهاي پرازآبي كه براي ساعتهاي قطعي آب ذخيره شده بودند، فهميد.
باران هم كمكم بند آمد. با يكي دوتا از بچهها توي حياط حسينيه قدم ميزديم كه اتاقي در انتهاي حياط توجهمان را جلب كرد . اتاق پيرزني بود كه اول ورودمان ديده بوديمش، گويا كليددار حسينيه بود.
سرك كشيديم توي اتاق، كوچك و محقر بود. يكي از دوستانم كه ادبيات عرب ميخواند چند كلمهاي عربي با پيرزن رد و بدل كرد. پيرزن مثل همه خوزستانيها گرم بود. دعوتمان كرد برويم تو. ما هم ازخداخواسته، به دنبال يك تجربه جديد وارد اتاقش شديم در حالي كه سعي ميكرديم قيافهمان شبيه توريستهايي كه به فقر جهان سوم، با چشمهاي پر از ترحم نگاه ميكنند نباشد. اتاق كه با يك شمع روشن شده بود، بوي سيگارهاي ارزانقيمت را ميداد. ديوارها پر از قاب عكسهاي بزرگوكوچك بود، يك دخترجوان، يك پسربچه، يك جواننظامي و... . بعداً فهميديم همهشان در جنگ شهيد شدهاند و فقط همين پيرزن مانده.
استكانهايش را در تشت كوچكي آب گرفت و برايمان چايي ريخت! يكي از بچهها نگاهمان كرد كه يعني بخوريد، ناراحت نشود. نميخواستم شبيه توريستهايي كه نگران سلامتي و بهداشتشان هستند جلوه كنم، استكان چايي را سر كشيدم.
پيرزن از ديروز و امروزش ميگفت. از داستان همه قابعكسها، از پسرانش كه يكييكي شهيد شدهاند، از دختر و نوهاش كه توي خانهشان كشته شدهاند، از خانه خودش كه ويران شد و از زندگي در اردوگاه. از امروزش ميگفت كه صبحها خيره ميشود به عكسها و از درد و تنهايي به سيگار پناه ميبرد، از عزاداريهاي حسينيه، از خانومهاي همسايه كه عصرها جمع ميشوند و ميروند سر مزار شهداي شهر. از خرجودخلش و از روزگارش كه هنوز هم سخت ميگذرد. با اين همه رنج، هنوز هم حرفهايش بوي ايمان و يقين ميداد.
قلبم شبيه آتشفشانهاي فعال، اشكها را ميجوشاند و سرازير ميكرد، چه خوب كه برق رفته بود!
***
خرمشهر را خدا آزاد كرد اما هيچكس آبادش نكرد(+) (+)
