بهنامخدا
قضیه فشرده
بعضی امور تصادفی هست که وقوعشان تصادفی نیست. احتمالاً برای شما هم چنین موقعیتهایی پیش آمده، سوال یا مشکلی دارید ناگهان کسی را می بینید که بی مقدمه شروع میکند در مورد سوال یا مشکلتان با شما حرف زدن، خوب که گوش میکنید میبینید انگار حرفهایی که تصادفی دارد میزند همانا راهکار مشکل شماست و یا اینکه مطلبی را در جائی میخوانید که جواب سوالتان را میدهد و ... حتی گاهی اتفاقات حکمتمندی میافتد که شاید در ظاهر هیچ ربطی به مسئله شما نداشته باشد اما اگر کمی دقت کنید نوری در آن مستتر است که اگر هوشیار باشید میشود به عنوان چراغراه از آن استفاده کرد.
برای من که خیلی از این نوع " تصادفات " اتفاق میافتد، کم کم دیگر زندگی ام شده "حکمتستان"! فقط خدا کند در تشخیص حکمت تصادفات دچار اشتباه نشود.
این ماهرمضون برای من ماهرمضون عجیبی بود. یک ماه پرترافیک، با یک سلسله تصادفات و اتفاقات حکمتدار! خودم حدس می زنم این یک ماه نقش مهمی در آیندهام بازی کند. این اولین ماهرمضونی بود که حتی در دلضعفهترین لحظات هم دوست نداشتم تمام شود، بلکه آرزو می کردم سریعتر افطار شود!
یکی از حلقههای زنجیره اتفاقات فوقالذکر مطالعه کتاب "بشنو از نی" از علی صفائی حائری (عینـصاد) بود. من هم به پاس این اتفاق خجسته تصمیم گرفتم این کتاب را به همگان توصیه کنم:
" بشنو از نی " در واقع مروریست بر دعای ابوحمزه ثمالی. کتاب خوبیست، لذا اگر دوست داشتید بخوانیدش. ( عجب معرفی مبسوطی! واقعاً که حق معرفی ادا شد!)
در مورد عینـصاد هم بیش از یکسال پیش یک مطلبی در یک وبلاگی خوانده بودم که الان اصلاً اسم وبلاگ یادم نیست ( طلبه نسل سه بود، منبرنت بود، نمیدونم یکی از همین وبلاگهای طلبهنام)عینـصاد شخصیت خیلی جالبی داشته، از آن نوع انسانهایی که پس از آشنائی با تیپشان تصمیم میگیرید کتابهایشان را ببلعید. مدل انسانهای چندبعدی. نوعی شیخ نایاب ( البته با شناخت من)
***
در ریاضی قضیه ای هست به نام قضیه فشرده، از چندین و چند قضیه و حکم منتج از تمرین استفاده میشود و حکمی ارائه میشود بسیار پرکاربرد و برای ادامه مبحث حیاتی. فکر می کنم این دعاها (ابوحمزه و ...) هم حکایت همان قضیه فشرده است. نگاه که میکنی میبینی چندین و چند مبحث عظیم خداشناسی، هستیشناسی، راهوچاهشناسی، روانشناسی و خیلی "شناختهای" دیگر را جمع کردهاند ریختهاند در قالب کلمه، و به ما گفته اند بفرما، برای ادامه "حیات" نیازت میشود.
آها راستی، دوره فشرده آموزش ادبیات هم هستند این دعاها، ادبیات نیایش.
***
یک فاجعه: ناشرِ (بگویم بیسواد؟ بگویم بیدقت؟ چه بگویم؟) محترم مثلاً آمده آخر کتاب اسم و مشخصات کتاب را به انگلیسی هم بنویسد، حدس میزنید چه نوشته؟!
باز خدا راشکر ننوشته 2a !
به قول ناتانائیل بیسوادی بعضیها، آدم را بیشتر آزار میدهد.
