تبليغاتX
دنیای سه خواهر

بسم رب المهدي المنتظر

 

يلداي انتظار ، صبح قريب

 

مولاي من

يلداي انتظار را آيا شود سحر باشي؟

 

مولاي من، مولا

بنگر چگونه يوسف عقل و دين را به چاه هاي پست دنيا افكنده ايم و جامه هاي خونين علم كرده ايم.

عزيزا

آزادمان كن.

 

مولاي من ، مولا

شهدا در حيات ابدي خويش، عند ربهم يرزقون اند و ما مرده دلان در وادي حيراني عمريست سرگردانيم. كجاست آن دم مسيحايي.

 

مولاي من،  مولا

گويي گوساله پرستي عادت مردمان است بعد از رسول. فرعونيان را هم، ديگر هراس نيل نيست. ای موسی زمانه نیل هم تشنه اشاره توست.

  

مولاي من، مولا

از كدامين دردمان شكوه كنيم، فقدان نبي يا غيبت ولي. اي وارث محمد، كعبه چشم انتظار توست.

 

مولاي من، مولا

ندا آمد أُلیسَ ألصبحُ بِقَریب۱. ظلمات شب را رنگ اميد زد.

 

***

۱- هود۸۱

 

+ نوشته شده توسط زهرا قدیانی در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 17:14 |

بنام حق كه الحق بهترين است

 

ديده را فايده آنست كه دلبر بيند

 

عكس آشواريا رو گذاشته بود رو بک گراند گوشیش.

گفتم مگه آشواريا عكس تو رو گذاشته رو بک گراندش ؟

گفت : خوششششگله.

گفتم : آره خيیییلي ، مخصوصا به مذاق ما شرقي ها. ولي آدم دو روز ديگه ، قيامت كه شد، تو جهنمي، پل صراطي جايي مي بيندش ، اون موقع مطمئنا اينقدر خوشگل كه نيست هيچ ، احتمال زياد غير قابل تحمله ، بعد تازه اون موقع آدم بايد بشينه واسه خودش تاسف بخوره كه عكس چنين موجودي رو گذاشته بوده جلو چشمش یه دوره اي تو دنيا.

آدم بالاخره بايد فكر اون موقع هاشم بكنه.

 

                                                  

 

ناگفته پیداست عکس تزئینی است.

 

 عکس های آشواریا رو می تونید اینجا  ببینید.

 

 من نگفتم دیده را فایده آنست که دلبر بیند؟ ها ؟ چرا دیگه گفتم.

 

+ نوشته شده توسط زهرا قدیانی در شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 17:25 |

به نام خدا

 

نشت نشاء؟!

 

روز دانشجو مبارك . روز هاي دانشجويي تون پربركت. خدا كنه رسالت و اصالت دانشجو بودنمونو فراموش نكنيم.

به مناسبت روز دانشجو، سعيد ابوطالبو ( هموني كه چون يه مدت تو عراق گرفتار شده بود ، شد نماينده مجلس !‌) دعوت كرده بودن دانشگاه ما. انسان اسم ابوطالبو كه مي شنوه ياد ماهواره مي افته اينم به خاطر اون اظهار نظرهاي كذاييشه تو تابستون در مورد ماهواره . كه البته همون اظهارات رو تو دانشگاه ما هم ارائه داد.

 

طرف ، نماينده مجلسه اومده تو دانشگاه يه سري از حرفايي كه الان ديگه تقريبا تكراري شده  رو ، واسه يه سري دانشجو تند تند مي گه، حرفايي كه تو كتاب " نشت نشاء " خيلي خيلي قشنگ تر و منطقي تر و طنز تر گفته. يكي نيس بگه آخه جناب نماينده اين حرفا واسه من دانشجو جز اينكه دپم كنه ( من كه دپرس نشدم ، به من چه ) چه فايده اي مي تونه داشته باشه ؟

 قبول. مباحثي كه ما مي خونيم مال n +1  سال پيش فرنگياس . آره هست خب من چي كار مي تونم بكنم ؟ اينو بگو به من. 

 بعدشم تازه من، هم در مورد كتاب نشت نشا هم در مورد حرفاي ابوطالب به ديده شك مي نگرم! اگه واقعا دانشگاه هاي ما اين همه عقبه از لحاظ علمي، اگه واقعا سر فصل هايي كه واسه ما تدريس ميشه اين همه ناكار آمده، پس اين كيه فرط وفرط تو انواع و اقسام مسابقات رباتيك و اختراع و اكتشاف و المپياد و ... رتبه جهاني مياره؟ اين پژوهشكده رويان چيه ؟ این انرژی هسته ای حق مسلم ماست کشکه؟

يه نفرو مي شناسم تو همين دانشگاه امير كبير مهندسي شيمي خونده الانم داره با خارجي ها كار مي كنه تو عسلويه . اما هيچ وقت نشنيدم بگه سطح علمي مون متفاوته . يا مثلا ما كار بلد نيستيو اونا بلدن.

البته مشكل وجود داره اما نه به اين شدتي كه اينا مي گن بابا .

 

***

 

 در پايان سخنراني هم اينجانب اولين جايزه قلمي خودم رو براي شركت در مسابقه مقاله نويسي  از دست يك اصول گراي اُپن ( اين تقسيم بندي خودمه ، خواهرم اينا بهش مي گن سياست زهرايي ) دريافت نمودم. اوليش اين جوري بود،خدا آخرو عاقبت كارمان را خودش به خير كناد.

 

نفر دوم از چپ تو رديف بالا ابوطالبه. همين كه خواب نيس خودش نشان از مسئوليت پذيري بالاش ميده!   نمايندگان پر تلاش ايران ما

+ نوشته شده توسط زهرا قدیانی در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 و ساعت 14:16 |

بنام خدا

 

ايران 120 ميليوني ام آرزوست

 

در پي مخالفت رئيس جمهور با شعار " دو بچه كافيست " و اعلام آمادگي ايران براي داشتن 120 ميليون جمعيت ، گوشه اي از چشم انداز ايران 120 ميليوني را به تصوير مي كشيم :

 

1- شور و حال مدارس دهه شصت به مدارس كشور باز مي گردد. هر يك از مدارس كشور پذيراي چند صد نفر از نونهالان گلستان ايران زمين خواهد بود. دانش اموزان مشتاق در كلاس هاي مملو از جمعيت و پشت ميزهاي به يادگار مانده از سال هاي دور شانه به شانه هم مي سايند ، با حرارت خاصي ترانه يار دبستاني را با هم زمزمه ميكنند و  به يادگيري علوم و فنون مختلف مي پردازند ، از اين طريق زمينه ايجاد يك فضاي گرم علمي و مستحكم شدن پايه هاي جنبش نرم افزاري مهيا مي شود.

از طرفي ، مقاومت مدارس فرسوده كشور در مقابل سيل جمعيت مشتاق دانش آموزي، همگان را به حيرت آورده ، جلوه هايي از امدادهاي غيبي را نمايان مي كند.

 

2- رقابت سالم و پرشوري ميان داوطلبان كنكور براي ورود به دانشگاه شكل مي گيرد و در اين ميان آموزشگاه هاي كنكور فعاليت هاي خود را پر شور تر از گذشته پي مي گيرند، كه اين مسئله باعث توسعه مشاغل و درآمدزايي توسط اين آموزشگاه ها مي شود . همچنين در راستاي سياست كارآفريني ، مشاغل نوپايي چون " سوال كنكور فروشي" ، " صندلي فروشي" ، " پاسخ نامه فروشي " و ... بيش از گذشته گسترش ميابد.

صنعت چاپ و نشر كتاب نيز با افزايش حجم و تنوع كتاب هاي كنكور رشدي در خور توجه مي يابد.

 

3 - به علت وجود ميليون ميليون دانش آموز و داوطلب كنكور ، تنها نخبگان علمي به دانشگاه ها راه پيدا مي كنند كه اين امر موجب ارتقاء سطح علمي دانشگاه هاي سراسر كشور خواهد شد . از طرفي اهميت دانشگاه هاي آزاد بيش از گذشته بر همگان روشن خواهد شد، در نتيجه قائله كاهش شهريه دانشگاه آزاد كه مي رفت به خين و خين ريزي بيانجامد، ختم به خير مي شود و بيش از صد واحد دانشگاه آزاد در دورترين مناطق كشور آغاز به كار مي كنند. چند سال بي كاري يك جوان به تعويق بيفتد، خودش كلي نعمت است.

4 - پيش از اين رسانه هاي غربي ، نسل جوان را هدف گرفته بودند و هر روز بر تعداد بينندگان جوان و نوجوان شبكه هاي ماهواره اي افزوده مي شد . در پي سياست افزايش جمعيت، تراكم جمعيتي گروه سني " الف " افزايش خواهد يافت، لذا درصد بالايي از مردم را كودكان زير 8 سال تشكيل مي دهند، در نتيجه برنامه مورد علاقه اكثر مردم ايران " عمو پورنگ " خواهد بود و آمار ها نشان خواهند داد كه اقبال مردم ايران به كانال هاي وطني رو به گسترش است.

 

5 - به علت افزايش جمعيت تهران، ترافيك اين شهر نه تنها در مناطقي خاص كه در تمام نقاط آن، حتي اتوبان يادگار، قفل خواهد بود . ترافيك اكثر اتوبان هاي تهران عنوان سنگين ترين ترافيك هاي جهان را در كتاب ركوردهاي گينس از آن خود مي كنند و اين خود افتخاري خواهد بود براي مديريت شهري پايتخت.

 

6 - ازدياد جمعيت و افزايش تراكم جمعيتي شهر ها سبب افزايش مضاعف نرخ مسكن خواهد شد. به طوريكه جز عده معدودي، بقيه مردم قادر به ت‍أمين مسكن نخواهند بود، در نتيجه اين باور نادرست كه مسكن يكي از نياز هاي اوليه انسان است، كم كم رنگ مي بازد . همچنين در ميان اكثر مردم، نداشتن مسكن يك امر عادي تلقي شده و ميزان رضايتمندي از زندگي بالا مي رود.

 

 7 - جامعه زنان ايران به جاي سرمايه كردن انر‍ژي و وقت خود در زمينه هاي غير ضروري و زائد و حضور در صحنه هايي كه اصولاً هيچ ربطي به آنان ندارد، مي توانند با حضور فعال و دائمي در منزل به امر رسيدگي به 5 – 4  ( بنا نياز جامعه اين رقم قابل افزايش است ) بچه اي كه دور و برشان را مي گيرد بپردازند. در همين راستا به ازاء هر فرزند، 3 ساعت از ساعات كار زنان شاغل كاسته مي شود تا خانم ها ، با سبك تر شدن مسئوليت هاي اجتماعي، اقتصادي خود در جامعه به امر نگهداري چندين و چند فرزند خود مشغول باشند و با فراغ بال به روايت سري داستان هاي شنگول و منگول براي فرزندان قد  و نيم قد خود بپردازند.

 

 8 - سقوط هواپيما و كشته شدن چهل _ پنجاه نفر از مردم ، زياد به چشم نمي آيد، زيرا ايران 120 ميليون جمعيت دارد و از اين ميان تنها عده معدودي، هر از چند گاهي در سوانح هوايي كشته مي شوند. بديهيست اين رقم نسبت به جمعيت 120 ميليوني، كاملا قابل اغماض مي باشد.

 در ثاني امان از دست اين خلبان ها، اماااان.

 

9 - احزاب مختلفي تحت عناوين : حزب رايحه 120 گل بهاري ، حزب مشاركت 120 ميليوني ، حزب آباد كردن ايران با 120 ميليون و... فعاليت خود را آغاز مي كنند. اين هم از توسعه سياسي مان.

 

10 - از آنجا كه رابطه نظام هاي مردم سالار با مردم رابطه اي ناگسستني است، با افزايش تعداد 

" مردم "، دمكراسي تر و مردمي تر مي شويم.

 

11 - مردم ميليوني تر از گذشته در انتخابات شركت مي كنند . آخر ايران 120 ميليون جمعيت خواهد داشت و 120 ميليوني تر از 70 است.

 

با اين توصيفات كدام عقل سليمي است كه آرزوي آرمان شهر ايران 120 ميليوني را در سر نپروراند؟!    

 

+ نوشته شده توسط زهرا قدیانی در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 14:13 |

بسم الله

 

يك ايران و دو آمار

 

روزنامه اعتماد –  شنبه 11/9/85 – تيتر صفحه اجتماعي.

 مدير UNAIDS  در ايران : ايدز در ايران به سرعت در حال گسترش است.

 

روزنامه ايران  -  شنبه 11/ 9/ 85 - تيتر  صفحه اجتماعي.

 كاهش شتاب ايدز در ايران

 

تناقض جالبيه نه ؟

 

***

يك وقت فكر نكنيد من در روز دو تا روزنامه مي خونم ها. نه! من الان متوسط هفته اي يه دونه ( شایدم کمتر ) روزنامه مي خونم، اونم فقط به ياد روزنامه خوني هاي عهد شباب.

اين تناقض رو ديشب يكي از هم اتاقيهام، فاطمه خانوم حيدري كشف كرد و به اطلاع بچه هاي اتاق رسوند . من هم اين كشف رو در وبلاگ خودم ثبتش كردم. خلاصه :

ابر و باد و مه و خورشيد وفلك در كارند

تا من وبلاگي به روز كنم و شما به غفلت نخونين  

 

+ نوشته شده توسط زهرا قدیانی در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 17:21 |

به نام خدا

 

این بسیج فرهاد کُش

 

یک دانشجوی دانشگاه آزاد سبزوار با یک دانشجوی دانشگاه تربیت معلم سبزوار در گیر می شود و یکیشان می زند آن دیگری را می کشد!!! خبر تاسف آور است. مفهوم دانشجو به مسخره ترین شکل ممکن، دیگر شبیه گذشته مقدس نیست.

قدیم ترها دانشجو که می گفتی، یعنی شور وشعور، فکر و عمل، اندیشه های ناب، آرمان های بلند، دغدغه های متعالی، اضطراب های بزرگ، غم های ارجمند، عصیان، شک ، یقین و در پایان مبارزه، انقلاب، حماسه و شهادت.

قدیم تر ها جوان که می گفتی، یعنی جهان، جهانی از توان.

حالا دیگر اما نه. ( من هم دانشجوی این زمانم . یعنی اینکه گرفتار نوستالژی نشده ام و خودم را هم می گویم )

اینها همه نه به خاطر آن دوتا دانشجو که دانشگاه را با میدان شوش اشتباه گرفتند. کلاً می گویم.

بگذریم، دلم پر است و حرفم این نیست.

بله داشتم می گفتم. دو دانشجو که سابقه درگیری و مشکلات اخلاقی هم داشتند، به جان هم می افتند و یکی آن دیگری را با چاقو!!!! ( تصور کنید تو جیب هم کلاسیتان چاقو باشد ! ) می کشد.

خبر پخش می شود . همه می شنوند در این میان بعضی ها دندان نیششان برقی می زند و قلم برمی دارند :

مدل کوچه خیابانی و لات و لوتی اش می شود : " آقا بسیج، آقا تو نمیری قاتل بسیجی بوده .آقا کشتن بردن خوردن. آقا مملکتو دزد و قاتل برداشته"

 مدل ادبی :" سایه شوم بر سر اندیشه، گل های نو شکفته امید زیر چکمه های تزویر. "

مدل فمنیستی: " این بار نیز زن قربانی خشونت سیاهپوش. بگو ای پرستوی زخمی آنگاه که عشقت را پرپر کردند چه بر سر دلت آمد. آه سیمون دوبوار کجایی که زن تو ایران له شد. شیرین عبادی برگردددد . "

مدل رمانتیک : " یک دانشجوی بسیجی، به جرم آنچه " برادران " مشکلات اخلاقی می خوانند، یکی از دانشجویان دانشگاه سبزوار را در مقابل چشمان هراسناک و عاشق! نامزدش ( بخوانید دوست دختر ) کشت. آه ژولیت، فرهادتو کشتندددد. "

ابراهیم خان نبوی ، یکی از عناصر نه چندان طنز مملکت هم از آن ور دنیا با ارسال مقادیر متنابهی " الهی دستتون بشکنه عاشق کُشا " به این عمل غیر رمانتیک عکس العمل شایسته و بایسته ای  نشان داد. این عنصر پاک باخته همچنین میهن پرستی را به حد اعلای خود می رساند، ضمن قدر دانی از دوستان وظیفه شناس در پلیس ایالات متحده ، به دانشجوی ایرانی دانشگاه یو اس ال ای می توپد که : " مرض داری کارتتو نشون نمی دی ؟ بچه ای که حرف بزرگترشو  گوش نمی کنه هر چی سرش بیاد حقشه ! " ( البته عددی هم نیستها)

 

یک سوالی که برای انسان پیش می آید اینست : یورش به بسیج حتی به بهای دروغ های تابلو ؟! چرا؟

بد هم نمی شود ها دشمن شناسیمان قوی می شود.

 

****

 

تبصره : من خودم بسیجی نیستم . توی دانشگاهمون هم صد در صد افکار و عقاید و عملکرد بسیجو قبول ندارم اما معتقدم نه تنها بسیجی های دانشگاهمون بچه های خیلی خوبی هستند بلکه از خیلی ها هم بهترند. الان هم بسیج دانشگاه بیشتر فعالیت هاشو متمرکز کرده روی فعالیت های علمی. تشکیل هسته های علمی، از فیزیک هسته ای و شیمی بگیر تاااااا نانو و سلسله مباحث رابطه علم و دین! اگر انجمن اسلامی ( از نوع مستقلش البته ) دو زار سیاسیه اینا رسما اعلام می کنند که سیاست بازی هدف ما نیست. ( البته فکر کنم الان دیگه جز دو سه تا دانشگاه بقیه دانشگاه ها همین طورند ) تا اون جایی که من می دونم تو مسائل حراستی دانشگاه هم دخالت نمی کنن. حداقل به خاطر نگرانی از خراب شدن وجه بسیج.      

 

+ نوشته شده توسط زهرا قدیانی در شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 17:25 |

به نام خدا چه خوشگله

 

نوکیا بازی در سپیده دم

 

شنیدید گفتند از اذان صبح تا سپیده دم زمان قسمت کردن روزیه۱، نباید خوابید ؟

دیروز بعد نماز صبح از آنجا که مدیریت و بهره وری از زمان در من متبلور ، متجلی و قس علی هذا گردیده، شروع کردم به کشف قابلیت های ناشناخته گوشی نوکیا 7610 .

گویا حین این کشف و شهود صبح گاهی به مناطق ممنوعه وارد شدم و میوه ممنوعه آگاهی را به بهای سوزاندن سیم کارت ، چیدم. بله طی این کنجکاوی جسورانه سیم کارت را خیلی ترو تمیز سوزاندم. ( من نمی سوزونم ، نمی سوزونم، وقتی می سوزونم ، سیم کارت می سوزونم... اشکالی نداره عزیزم، خدا آدمو نسوزونه!!!!!!!! )

یک سوالی که برای انسان مطرح می شود اینست که آیا در این صبح دل انگیز پائیزی نرخ رشد روزی من منفی بوده؟! آیا من دچار کسری روزی گردیدم؟

باید بگم : " اِوا، معلومه که نه "                                       

اینجا تنگ نظرانه نگاه می کنم و فرض می کنم منظور از روزی فقط روزی مادی بوده.

خیلی هم فکر نمی کنم و می روم سراغ یکی از دم دست ترین دارایی ها. قلبم. قلب من الان ماشاء الله هزار هزار ماشاء الله بلا تشبیه مثل ساعت می زنه. این خودش کلی روزیه. شما تصورش را بکنید، منحنی نوار قلبم اگر دوره تناوبش به هم می ریخت یا دچار تغییر فاز می شد، چقدر باید خرجش می کردم؟ تازه مثل اولش که نمی شود هیچ وقت ...

حالا مثل این قلب چقدرررررر هست. ما ریاضی ها این طور موقع ها می گوییم از بیشمار تا اگر متناهی تا کم شود، در روند مسئله تاثیری ندارد.

شاعر ها هم می گویند :

از دست وزبان که برآید                   کز عهده شکرش به در آید

 

سخن کوتاه، برم دنبال سیم کارت المثنی!!     

    

 

****

1- از علی ابن حسین منقول است که به ابو حمزه ثمالی فرمود: خواب مکن پیش از طلوع آفتاب که من از برای تو دوست نمی دارم زیرا که حق تعالی روزی بندگان را در این وقت تقسیم می نماید و هر که در این وقت در خواب است از روزی محروم می شود.

و از حضرت صادق منقول است که به شخصی فرمود که چون نماز صبح کردی و ذکر خدا خواندی اگر پیش از طلوع آفتاب بخواب روی باکی نیست. ( حلیة المتقین )

 

+ نوشته شده توسط زهرا قدیانی در جمعه سوم آذر 1385 و ساعت 13:4 |

به نام خالق یکتا

 

میپل تا ملکوت

 

من این ترم نرم افزار ریاضی برداشتم. تو این واحد نرم افزار میپل  ( Maple )آموزش داده می شه. میپل یه نرم افزار ریاضیه که کارایی های گسترده و جالبی تو ریاضی داره. یکی از پرژه هایی که باید ارائه بدیم اینه : " به وسیله میپل یک گل چهار پر که شکفته می شه رسم کنید " .

2 ساعت تموم باهاش ور رفتم تا بالاخره یه گل چهار پر نو شکفته باغ ریاضی تونستم رسم کنم اینم شکلش و فرمولش:

With(plot);

animate(t*cos(2*(x+t)),x=0..2*Pi,t=0..2,coords=polar,

frames=100,

numpoints=200,thickness=25);

 

 

ریاضی زیباست.

  

فتبارک الله احسن الخالقین

 فتبارک الله احسن الخالقین

فتبارک الله احسن الخالقین

 فتبارک الله احسن الخالقین

 

" کُن فیکون "۱ خییییلییییییییی عظمته هاااااااااا.

 

 خداوندا بر حیرتم بیافزا.

 

****

روز دختران مبارککککککککککک.  

 

هر کس قُمه ( = توی قمه، نه خودش قُمه ! ) به حضرت معصومه سلام برسونه.

 

****

1- اِنَّما اَمرُهُ اِذا اَرادَ شَیئًا اَن یقُولَ لَهُ کُن فَیَکُون. ( یس – 36 )

 

+ نوشته شده توسط زهرا قدیانی در پنجشنبه دوم آذر 1385 و ساعت 19:36 |