تبليغاتX
دنیای سه خواهر

به نام خدا

 

پس از ارائه گزارش مبسوطی از خوابگاه پسران در شماره اول قلم۱موضعگیری های مختلفی در سطح دانشگاه رخ داد. بخشی از این موضعگیری ها مربوط به دختران می شد که با اطلاع از وضعیت خوابگاه پسران خواستار حضور ناظران حقوق بشر در خوابگاه پسران شدند. این در حالیست که گزارش های جالبی از خوابگاه دختران نیز ارائه شده است. لذا " قلم "در راستای تنویر افکار عمومی به عنوان یک وظیفه اصلی خود، به افشای برخی از واقعیت های خوابگاه دختران نمود.

 

خوابگاه دختران، خیلی دور خیلی نزدیک

 

اولین نکته ای که در بدو ورود به خوبگاه توجه انسان را به خود جلب می کند اینست که افراد چرا این قدر کم رنگ به نظر می آیند؟! بگذریم.

بنا به گفته شاهدان عینی طراح و مهندس بنای خوابگاه خواهران عضو انجمن حمایت از بیابان های بی آب و علف بوده است۲ و همین روحیه بیابان خواهی باعث شده خوابگاه خواهران را تا حد ممکن در محدود ترین فضا طرح ریزی کند. تا از این طریق کمک شایانی به حفظ و حراست از بیابان ها، خارها و حشرات موذی اطراف سمنان کرده کرده باشد. از سویی دیگر گفته می شود اصولا طرح اولیه دانشگاه سمنان از سوی سازمان مراتع کل کشور و با هدف بیابان زدائی مطرح شده است. به این صورت که اعضای سازمان پس از تحقیقات مختلف تشخیص دادند کاشت درخت در این مکان با مشکلات عدیده ای روبروست. پس از آن یکی از اعضای این سازمان در پیشنهادی خلاقانه طرح ساخت دانشگاه را ارائی داد. این طرح چندین مزیت داشت که عبارتند از :

1-      بیابان زدائی بدون درخت. 

2-      ایجاد نوعی همزیستی مسالمت آمیز میان دانشجو، انواع روباه، سگ و گونه های مختلف حشرات.

3-      استفاده ابزاری از دانشجو به عنوان جاده صاف کن. ( به این صورت که رفت و آمد دانشجویان طی سالیان موالی پس از ساخت دانشگاه خود به خود راه های بیابانی و مالرو را صاف و آماده آسفالت می کند. )

4-      جذب انسان ها ( ترجیحا دانشجو ) در جهت افزایش تراکم جمعیتی شهر سمنان۳.

اما پس از اجرای این طرح، مشخص شد که وجود عواملی چون کمبود شعله گاز باعث شده هیچ یک از توانایی های پختاری دختران، که به هنگام بروز به انگشتان دست آسیب می رساند، در خوابگاه متجلی نگردد و سر و ته قضیه با هنر نمایی در زمینه پخت انواع تخم مرغ هم بیاید. عده ای حتی به همین دلیل قدم در مسیر سیر و سلوک می گذارند و مدام با خود تکرار می کنند :

درون از طعام خالی دار                                  تا در او نور معرفت بینی

البته در خوابگاه دختران از این بلوک به اون بلوک فرج است و توزیع امکانات به نحویست که تبعیض طبقاتی را می توان به وضوح مشاهده کرد. هر چند در این بین قوانینی هم وجود دارد. مثلا قانون بقای دمپایی بیان می کند : " دمپایی خلق و نابود نمی شود. بلکه از طبقه ای به طبقه دیگر منتقل می شود . "

اما به هر حال در خوابگاه دختران " مشکلاتی هست که مثل خوره روح آدم رو می خوره " : شعله گاز کم، فضا محدود، همین فضای محدود کثیف، کولر خراب، گاز قطع ، سرو صدا زیاد و خط تلفن کم است. اینجاست که ناچار باید گفت : " بگذار عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری."

تحقیقات در زمینه خوابگاه های کل کشور نشان داده ، سایه نوعی وحشت بر فضای خوابگاه های دختران سنگینی می کند. داستان از آنجا شروع شد که فیلم های زنجیره ای از خوابگاه های دختران مثل مور وملخ، در سراسر کشور توزیع شد. فروشندگان غیر مجاز خیابان انقلاب تهران که بیش از هر فروشنده مجاز دیگری فعالند، کنار گوش رهگذران آرام می گفتند " فیلم ، شو ،سیدی، خوابگاه دختران!!!! " . سپس رهگذر مورد نظر می توانست انتخاب کند خوابگاه کدام شهر و یا حتی چه موضوعی . جشن تولد، گودبای پارتی یا حتی مسخره بازی های دخترانه.

البته مردم شریف، متعصب، ناموس پرست وهمیشه در صحنه ایران در اعتراض به این عمل قبیح و غیر انسانی این فیلم ها را اصلا نخریدند و احدی از آحاد ملت ایران این فیلم ها را ندید و همه همان شکیرا و لیلا جون و دی جی علی سوسمار را خریدند و این باعث شد که فیلم ها روی دست فروشندگان غیر مجاز باد کرد و آنها سخت به مجازات اعمال خود رسیدند. واین هم یکی از مشتهای محکم مردم ایران بود . حتی در مواردی دیده شد بعدتر ها، فروشندگان غیر مجاز، خیلی خیلی آرام تر کنار گوش رهگذران می گویند : " فیم ، شو سیدی، خوابگاه ، عروسی، استخر، 13 ساله ها استقلالی ها، ( و اخیرا مداح معروف و دختر شوکت- ۱۳۸۵)...." که اتفاقا هیچ کدام از این موارد هم اصلا مورد توجه مردم قرار نگرفت.

شاید پس از همین توجه فروشندگان محترم به خوابگاه دختران بود که ساکنین آن تصمیم گرفتند از همین راه ( فیلم های خوابگاهی غیر مجاز ) به ترویج غیر مستقیم فمنیست بپردازند. به طوری که ساکنین حداقل روزی 5 بار ترانه " هر چی بخوای همون می شم ..." یکی از تئوریسین های تُپل فمنیست را همراه با هد بنگ و باقی ماجرا گوش می دهند. آنها از این طریق علاوه بر رواج مکاتب آرمان گرا ، هم کلی لذت می برند وهم خود با آرمان های والای فمنیست بیشتر آشنا می شوند و خود را از لحاظ تئوریک قوی می کنند!!!!!!!

اکثر ساکنین خوابگاه در دو رشته به طور هم زمان مشغول به تحصیلند، یکی رشته تخصصی !!! خودشان و دیگری رشته تخصصی تر آمار واطلاعات . ساکنین در راستای " ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی " دست به اعمالی چون کشف و شهود، انسان شناسی، رفتارشناسی در سطح دانشکده ها و بر گذاری جلسات بحث و بررسی یافته های جدید، با حضور آگاهان همراه با مقادیر متنابهی غیبت و تهمت در محل خوابگاه ها می زنند. البته شایان ذکر است استعداد پسران به عنوان محور شرارت در این زمینه بیشتر نباشد کمتر نیست.

همچنین با توجه به نظریه " آن را که خبر شد خبری باز بیامد " ، آگاهان دیگران را نیز در راس امور قرار می دهند. به این صورت است که خوابگاه تبدیل می شود به برج های دوقلوی اطلاعات جهانی .

این ارتباطات قدرتمند شفاهی باعث شده که در خوابگاه استقبال چندانی از  " مطالعه " نشود . به عبارتی : خوابگاه محل درس خواندن نیست حتی از اگر خلافش ثابت شود.

لذا می توان از اتاق خردوانی ( اتاق مطالعه )، جهت مطالعه روزنامه ورزشی، دوددل، تلفن و ... استفاده نمود.

****

1- این مطلبو پارسال به نشریه دانشگاهمون دادم، چون مناسب ایام بود ( پخش فیلم های خصوصی ) الان گذاشتمش.

۲- دانشگاه ما بیرون شهر و به عبارت دیگر در بیابان ها واقع است!!!

۳- سمنان خیلیییییییییی کم جمعیته.

۴- نشریه فوق الذکر، خوابگاه پسرانم داشت . خوندنش توصیه می شه.

5- خوابگاه  ما دو تا ساختمونه که به برج های دوقلو تشبیهش کردم.

مشغول جمع آوری یک سری عکس واندر فول از خوابگاهمون هستم ( شدم یه پا ابطحی واسه خودم ) که به محض تکمیل مجموعه ام در این وبلاگ قرارشون می دم ( البته عکس ها کاملا اخلاقی هستند )    

+ نوشته شده توسط زهرا قدیانی در شنبه بیستم آبان 1385 و ساعت 10:38 |

بسم الله المنتقم الجبارین

 

 

این اخبارگو چه خنک می گه " به خاک و خون کشیده شد. " . صورتش یخ زده . . .

 ***

این دیوونه ها باز کی از قفس پریدند؟ این چه مسخره بازییه باز در آوردن ؟  این چه وضعشه یکی بیاد این ها رو جمع کنه . . . 

***

ما چرا هیچ کار نمی کنیم. نمی تونیم یا نمی خواهیم؟ آها یادم نبود، باید صبر کنیم تا جمعه تا اگر خدا بخواد یک سر تشریف ببریم راهپیمایی اعتراض آمیز و احیاناً حملات را شدیداً محکوم بفرمائیم و تازه خودم شنیدم کسی می گفت : شهیدان زنده اند، ما چرا بجنگیم!

 ***

سگ های هار باز قلاده شان باز شده، هوس دریدن کرده اند . . .

 ***

قلبم ترکید تا کی خون دل بخوریم؟ لعنتی ها برید گمشید، می خواهیم زندگی کنیم . . .  

 

+ نوشته شده توسط زهرا قدیانی در چهارشنبه هفدهم آبان 1385 و ساعت 22:11 |

به نام خد 

 

+ نوشته شده توسط زهرا قدیانی در چهارشنبه هفدهم آبان 1385 و ساعت 11:50 |

به نام خدا

 

از راز شماره یک که پرده برداشتم حالا :

 

...101راز که هر زن باحجابی باید بداند

 

راز شماره دو : فرزند صالح و با حجاب گلی است ار گل های بهشت.فرزند صالح گلیست از گلهای بهشت مثلا این

 

گفتیم از فامیل شروع کنید و چه فامیلی نزدیک تر از فرزند انسان . روزی از لقمان پرسیدند : تربیت فرزند را از چه سنی شروع کنیم . پاسخ داد : 20 سال قبل تولدش. ( البته من معتقدم با احتساب تاثیر ژنتیک، محیط، وضعیت اقتصادی، فرهنگی، سیاسی جامعه و خانواده و هزاران مسئله دیگر تربیت فرزند از 100 سال قبل تولدش ، بلکم بیشتر شروع می شود . حالا با اندکی اغماض ، نه حرف من نه حرف آقا لقمان، 50 سال خیرشو بینی ) .

امروز بسیاری از خانواده ها را در جامعه شاهدیم که با وجود اینکه پدر و مادر افرادی مومن و پایبند به مذهبند، اما فرزندان از طریق والدین فرسنگ ها فاصله دارند. مثلا مادر باحجاب است فرزند بی حجاب . چرا؟!یا مثلا این

تربیت فرزند خاصه در دوران کنونی مستلزم آگاهی از روش ها و علوم مربوط ، صرف وقت و انرژی کافی، توجه مداوم به امر تربیت ، آشنایی به موقیت ها، شرایط و مقتضیات زمان است. کوچکترین کوتاهی در هر یک از موارد ممکن است جبران ناپذیر باشد . والدین باید حد اکثر تلاش خود را در جهت تربیت دینی فرزند خود به کار گیرند.

هر یک از ما اگر موفق شویم دخترانی محجبه تربیت کنیم کمک بزرگی به گسترش حجاب کرده ایم. اگر هم دختر ندارید اشکالی ندارد، نهضت ادامه دارد ، می توانید پسرانتان را طوری تربیت کنید که آنها دختران با حجاب تربیت کنند.

 

 

 

 

 راز شماره سه : عقایدتان را تئوریزه کنید.

 

بسیاری از افرادی که به حجاب معتقدند قادر نیستند با منطق و دلائل عقلانی از این اعتقاد خود دفاع کنند . سعی کنید پایه عقیدتی خود را در این زمینه بوسیله مطالعه قوی کنید تا مواقع لزوم بتوانید در مقابل شبهات و سوالات وارده پاسخ گو باشید. حداقلش اینست که مسئله حجاب را کاملا علمی و مستحکم برای فرزندان خود تبیین می کنید.

خوش بختانه مسئله حجاب از جمله مواردیست که هیچ شبهه و سوالی در آن بی پاسخ نمانده و همه می توانند به راحتی در این زمینه اطلاعات لازم را بدست آورند.

 

راز شماره چهار : روانشناس باشید.

 

برای آغاز امر به معروف و نهی از منکر ابتدا باید یک شناخت اجمالی از اخلاق و روحیات فرد مقابل بدست بیاورید تا بتوانید با تکیه بر این شناخت بهتر عمل کنید. مثلا فردی که اهل فکر و شخصی منطقیست را می توان با ارائه استدلال و برهان به حفظ حجاب ترغیب کرد. وقتی منطقش در مورد لزوم حفظ حجاب اغنا شد عمل کردن به آن برایش آسان است . یا مثلا افرادی هستند که به خاطر نداشتن اعتماد به نفس کافی ، سعی می کنند به وسیله جاذبه های جنسی خود ، نوعی اعتماد به نفس کاذب بدست آورند. اینگوه افراد تشنه تعریف و تمجیدند. سعی کنید اعتماد به نفس را در آنها بالا ببرید، شاید اگر اعتماد به نفس داشتند هیچ گاه بی حجاب نبودند.

 

راز شماره پنج : لاتقنطوا۱ .

 

یک بار بگوئید نشد، دوباره بگوئید، نشد، ....، برای n  امین بار بگوئید، نشد، برای n+1  امین بار بگوئید، نشد ، به قول ما ریاضی محضی ها این روند را آنقدر ادامه می دهیم تا بشود.

تجربه نشان داده تکرار در این مورد نه تنها ملال آور نیست، بلکه موثر است.هر بار به یک روش جدید بگوئید.

 

راز شماره شش : تابلو نباشید.

 

اکثر انسان ها خاصه جوانان خوش ندارند فردی بخواهد آنها را تحت تاثیر قرار دهد. اجازه ندهید طرف مقابلتان حس کند شما درصدد تغیر عقاید و افکارش هستید، این کار را غیر مستقیم و با ظرافت انجام دهید. اجازه ندهید تبلیغ شما حالت نصیحت بگیرد. اجازه ندهید او حس کند خود را نسبت به او در جایگاه برتری قرار داده اید. اجازه ندهید فکر کند شما خود را تبلیغ می کنید نه حجاب راستین را .

 

ادامه دارد....

 

*****

1 - قل یعبادی الذَّین أََسرَفوا علی أنفُسِهِم لا تقنَطوا مِن رَّحمةِ الله إِنَّ الله یغفرُ الذُّنوبَ جمیعا إِنه

 

هُو الغفورُ الرَّحیم – زمر53 ( پروردگار عالم چه شیرین صحبت می کنه، انسان میمونه چی بگه )

 

*****

تو رو به خدا بیا ببین یه اصفهانی با صفای با حال با نمک که هنر می خونه و به هنرش متعهده با لهجه غلیظ اصفهانی ( که روحمو پرواز میده سمت میدون امام و مسجدش و لب زاینده رود ) به من چی میگه " وقتی باد پر چادرمو بازی میده مثل اینه که پرچمه ، پیام داره ، از اون بلندیش، از اون رنگ سیاهش، لذت می برم، عشق می کنم "

 

 

+ نوشته شده توسط زهرا قدیانی در شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 9:9 |

به نام خدا

 

عید فطر مبارکککککککک. شبهای قدر خوش گذشت؟

شبهای قدر دانشگاه ما اعتکاف داشت . این مطلبو برای اعتکاف نوشتم دادم نشریه اعتکاف. البته

اینکه این همه دیر می ذارمش اینجا تقصیر من نیست . عوامل بیرونی باعث دیر کرد شدن. یه بار

برق دانشگاه میرفت، یه بار سایت منفجر می شد یه بار با یه اصفهانی باصفای باحال

بامزه با نمک دمخور میشدم، سه چهار ساعت می شستیم در مورد مسائل مهم جهانی صحبت

میکردیم،نمیتونستم ازش دل بکنم بیام برم وبلاگ به روز کنم و.... می بینید که جبر زمونه مانع از به روز

سازی وبلاگ شده و نه چیز دیگه. 

                                                                    

 

101 راز که هر معتکفی باید بداند.

 

اعتخواب؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

راز شماره یک : اعتکاف نه اعتخواب.

 

فرصت سه روزه ی اعتکاف زمان مناسبی است برای خودسازی و تهذیب نفس. لذا در این راستا برخی از دوستان با انجام عبادات طولانی سعی در پیمودن طریق تقرب در دوران کوتاه اعتکاف دارند.این دوستان اعتقاد خاصی به جمله ی"خواب روزه دار هم عبادت است " دارند. لذا هر ساعت از ساعات اعتخواب، ببخشید اعتکاف که به سراغشان بروید سخت مشغول عبادتند . جا دارد به این دوستان بگوییم "تقبل ا...،  التماس دعا حاجی،  سعیکم مشکور، انشا الله خواب رو سریر بهشتی!! "

                                    

 راز شماره دو:در امور تدارکات کمک کنید.

               

چه نیکوست هر یک از معتکفین به نیت تقرب و رضای خدا در گوشه ای از امور پذیرایی از معتکفین، این

میهمانان خانه خدا شرکت کرده و حضور فعال داشته باشند، تا از بهره های معنوی والبته مادی این

خدمات صادقانه بهره مند  شوند. تدارکاتچی های کارکشته که تجربه تدارکات در اردوهای مختلف مثل

اردوی جنوب و مشهد و... و نیز اعتکاف سالهای گذشته رادر کارنامه ی خود دارند  همگی بر اینکه این

عمل، موجب وسعت رزق می شود اتفاق نظر دارند نوش جان و التماس دعا. 

                                              

راز شماره سه :انرژی جنبشی حق مسلم ماست.

       

شاعر عارف می گوید :                                             

هر کس سحر ندارد                    از خود خبر ندارد.       

که البته منظور شاعر اینست که اگر کسی سحری نخورد در طول روز از فرط گرسنگی از خود بیخود می

شود .پس سعی کنید سحری را کامل میل کنید، تا انرژی لازم برای عبادات احتمالی!!!  طول روز را

داشته باشید.البته مقدار انرژی دریافتی را طوری تنظیم کنید که دچار پدیده ی اعتخواب نگردید. 

                                                             

راز شماره چهار :در حلقه های معرفت حضور فعال داشته باشید .

 

اگر چه اسم حلقه ی معرفت انسان را به یاد عمو زنجیر باف بازی می اندازد اما با حضور فعال خود در

مباحث این حلقه ها با معرفتی خود را به همگان اثبات کنید. بدیهی است عدم حضور به معنی بی

معرفتی است.

                                

راز شماره پنج:قانون بقای دمپایی در اعتکاف.

            

در شماره های قبلی قلم۱   قانون بقای دمپایی در خوابگاه را بیان کردیم.قانون بقای دمپایی در خوابگاه

میگوید :" دمپایی خلق و نابود نمی شود بلکه از اتاقی به اتاقی دیگر و از طبقه ای به طبقه ای دیگر

منتقل میشود."  این قانون در اعتکاف هم معتبر است.پس اگر ناگهان دیدید دمپاییتان نابود شده دو حالت

دارد یا آنقدر صبر کنید تاهر کسی پوشیده و رفته دوباره آنرا بازگرداند یا بیشتر بگردید.

                           

راز شماره شش:دوربین همراه داشته باشید.

                

با این وسیله می توانید از موقعیتهای واندر فول عکس بگیرید و موجبات خنده ی خود و بسیاری از

دوستان را فراهم آورید .همچنین میتوانید با استفاده از این عکس ها از قربانی در مواقع مقتضی اخاذی

کنید.نویسنده ی متن که خود هم  طعمه  بوده  و هم شکار کرده است، تضمین می کند که خیلی خوش

میگذرد.    

                             

راز شماره هفت : به دمکراسی احترام بگذارید.

         

وقتی همه می خواهند بخوابند و چراغها را خاموش کرده اند،لازم نکرده تهجدتان گل کند و مشغول اوراد

و اذکار شوید. بگیرید بخسبید تا بعد که همه بیدار شدند . نترسید از علو درجاتتان کاسته نمی شود.

وقتی همه به سخنرانی گوش می دهند، حق الناس را به رسمیت بشناسید و جک تعریف نکنید،

انسانهای دیگر می خواهند از سخنرانی چیزی دستگیرشان شود.  

                                                         

راز شماره هشت : با رفیق نا باب نگردید.                     

                

در دوران اعتکاف از نشستن کنار افرادی با خصوصیات زیر جدا اجتناب کنید              

شوخ طبع و بذله گو ، خوش صحبت ، خوش خنده ، خوش خوراک ،خوش خواب .

فرد خوش صحبت در اعتکاف از معتاد هم ناباب تر است. همچنین وجود یک انسان خوش خواب در یک

جمع موجب گسترش پدیده ی شوم اعتخواب می شود. انسان خوش خوراک هم اول غذای خودش را

سریع می خورد سپس به غذای شما چشم طمع می دوزد.

 

****

1-      اسم نشریه ای که گفتم. حالا شاید بعدا این مطلب رو هم گذاشتم.

برید ببینید:

خاتمی، راحتی شما؟!!!!!!!!!!!

اینم بخونید : نقد سریالهای ماه رمضون

 

+ نوشته شده توسط زهرا قدیانی در سه شنبه دوم آبان 1385 و ساعت 12:15 |