به نام خدا
آبادی بت خانه ز ویرانی ماست
با خواندن متن قبل شاید برای بسیاری از دوستان این سوال پیش آمده باشد که : " حال چه باید کرد ؟" یا " از دست ما چه کاری ساخته است ؟"
اولا باید بپذیریم " آبادی بت خانه ز ویرانی ماست " . ما هم کم، کم کاری نکرده ایم در غیر این صورت وضع به بدی حالا نبود.
قصد دارم طی چند پست آینده تجربیاتی که در این زمینه گاه گاه در مکان های مختلفی مثل خوابگاه، دانشگاه، آرایشگاه، باشگاه ، گذرگاه و … بدست آورده ام را به رشته تحریر در آورم.
شاید بگویید این گونه کارها کم اهمیت یا بی تاثیرند ولی من چنین اعتقادی ندارم . چون :
1- " قل إِنّما أَعظکم بوحدةٍ أن تقوموا للهِ مَثنی و فُردی "۱ . یک دست هم، شاید صدا داشته باشد .
تنها هم می شود کارهایی کرد. پس به تنها بودنتان نگاه نکنید.
2 - " فَمَن یَعمل مِثقالَ ذَرَّة خَیرًا یَرَهُ " ۲ . به کوچکی کار نگاه نکنید!
3 - " مَن قتلَ نفسَا بِغَیرِ نَفسٍ أَو فَسَادٍ فِی الأَرضِ فَکأنَّما قَتَل النَّاسَ جمیعًا وَ مَن أَحیاهَا فَکَأَنَّما
أَحیا النَّاسَ جَمیعًا " ۳ . پس به محدوده ای که می توانید تاثیر گذار باشید هم نگاه نکنید !!
4 - امام خمینی روحش شاد عجب حرف جالبی زده : " ماموریم به تکلیف نه نتیجه " . پس به میزان تاثیر گذاری کار هم نگاه نکنید لطفا !!!
فقط به کاری که می خواهید انجام دهید نگاه بکنید. به متن زیر هم یک نگاهی بکنید !!!!
101راز که هر زن باحجابی باید بداند.
راز شماره یک : شبیه پیامبر باشید .
پیامبر، رسالت جهان شمولش را از میان اقوام و نزدیکانش شروع کرد. شما هم قطعا در میان اقوام و دوستان خود خانم بی حجاب دارید پس از آنها شروع کنید. خداوند امر به معروف و نهی از منکر را برای همین مواقع آفریده. ( در ادامه راز هایی در مورد امر به معروف و نهی از منکر در زمینه بی حجابی خواهم گفت ) اگر هم واقعا در میان دوستان خود حتی یک خانم بی حجاب ندارید از خود بپرسید : چرا ؟!
واقعا چرا ؟! چرا بعضی از مذهبیون به گوشه غار تنهایی خود پناه می برند و از مردم فاصله می گیرند ؟ چرا افراد دیگر را تنها به جرم تفاوت مذهبی از ورود به جمع دوستانشان منع می کنند ؟ چرا فقط بایک عده خاص و محدود رابطه برقرار می کنند ؟ چرا با نگاهی توام با بغض و کینه به بی حجاب ها نگاه می کنند و آنها را از خود می رانند ؟ یک نفر نیست بگوید : عزیزم ، شما فقط یک لحظه به این فکر کنید که اگر عنایات حضرت حق شامل حالتان نمی شد ، اگر شما هم مثل آنان در خانواده ای غیر مذهبی پرورش می یافتید ، شاید شما هم حالا در جمع بی حجاب ها بودید. پس به جای راندن بی حجابها از خود در صدد ایجاد روابط گرم با آنها باشید، تا از این طریق تاثیرگذار باشید.
بعضی دختران را در خوابگاه و دانشگاه می دیدم که حصار سختی میان خود و دیگران کشیده اند و جز عده معدود هم فکر خودشان، افراد دیگر اجازه ورود به قلعه خلوت آنها را ندارند. قطعا این افراد نمی توانند در زندگی دیگران موثر واقع شوند.
اما عده ای دیگر نه. ( که تو دانشگاه ما اغلب دخترمذهبیا همین طوری اند. گفته بودم که بچه های دانشگاه سمنان نازن گلن همشون
). همچنان که بر عقاید خود استوارند سعی می کنند با دیگران هم رابطه داشته باشند و در این رابطه بصورت چهره ای دوست داشتنی و محبوب ( مثلا اینجوری
یا
یا
یا
یا
یا اشکالی شبیه به این ) ظاهر شوند. البته این امری بدیهیست که دین و دین داری همواره همراه با جاذبه و دافعه خواهد بود اما باید مرز و مخاطب این دافعه را به خوبی شناخت.
به این نکته توجه کنید که بسیاری از افرادی که ظاهری غیر مذهبی و یا حتی ضد مذهب دارند دارای درونی پاکند و عدم توجه آنها به حجاب حاصل نا آگاهی و پرورش نادرست آنهاست .
در طی این سال ها هم اتاقیی داشتیم که خیلی آرایش می کرد و حجابش هم ... از بدو ورودش به اتاق رفتارش توجه من را به خود جلب کرد. نمازش را اکثرا اول وقت و با توجه می خواند. به ائمه خصوصا امام زمان محبت خاصی داشت، دعای عهد هر صبحش فراموش نمی شد ، واجباتش را به خوبی انجام می داد ، به شهدا هم علاقه خاصی داشت. راستش را بخواهید رفتارش و خصوصا تناقض این اعمال با ظاهرش خیلی تعجبم را بر می انگیخت. همیشه به خودش هم می گفتم : " هدی تو خیلی خاصی ها من تا حالا یه نفر مثل تو ندیدم " یک روز مستقیم به فرشته ( همون دوستم که ۶ - ۵ پست پیش در موردش نوشته بودم رفته بود حج ) گفته بود تو چرا منو امر به معروف نمی کنی !!!!!!! . گویی تشنه هدایت بود.
من و حاج خانم فرشته خیلی با هدی در مورد این طور مسائل صحبت می کردیم. می گفت من به هر چی رسیدم خودم رسیدم . یک بار فرشته به هدی گفت : " تو و خانواده ات آخرش به خاطر این محبتی که به امام حسین دارید، عاقبت به خیر می شید " چنان منقلب شد که بیا و ببین .
خیلی از دختران را دیدم که به خاطر دوستی با افراد مومن و بودن در این مدل جمع ها حجابشان کامل شد. پس :
به بی حجاب ها به خاطر بی حجابی شان بد نگاه نکنید و با آنها دوست باشید.
ادامه دارد.....
*******
دارم میرم به سمنان دارم میرم به سمنان..... ( با آهنگ بخونین )
اینجانب طی یکی دو روز آینده به منظور علم آموزی ( ریاضی محض ) و انجام بسیاری فعالیت های جنبی دیگر تهران را به مقصد سمنان ترک می گویم ( اردوی پیش دانشگاهی وورودیهاس ما زودتر می ریم ورودی هارو جذب انجمن اسلامی کنیم
) و این بدان معنیست که زین پس شاید به منظور سر زدن به دوستان به مانند گذشته فرصت و سیستم لازم و کافی رانیابم لذا از کلیه دوستان خواهشمندم با وجود این ، چون همیشه یار و همراه این وبلاگ باشند و من را باگذاشتن نظراتشان مستفیض بفرمایند ( اینو جدی می گم چون از بعضی از نظرات پست قبلی واقعا استفاده کردم ) .
شاعر می گه : " منو تنها نذار رو قلبم پا نذارررر " ( ایضاً با آهنگ بخونین
)
عزیزانم منتظر باشید تا در آینده ای نه چندان دور پرده از رازهای شگرف دیگری در این زمینه بردارم. البته اون صد و یکی که می بینید اون بالا دکوریه . فعلا .....
سرتون سبز، دمتون گرم، لبتون خندون، دلتون شاد، خدا نگهدارتون، علی یارتون.
*******
1- سباء – 46
2- زلزله - 7
3- مائده - 32










