بسم الله الرحمن الرحیم
أُلیسَ ألصبحُ بِقَریب۱
شب، شب مهتاب بود . پرده ها را کنار زدم و زیر نور مهتاب خوابیدم، تا خودصبح،تخت تخت ، اصلا نفهمیدم کی صبح شد .
بیدار که شدم اخبار صبح گاهی اعلام می کرد تمام شب را لبنان، زیر آتش بوده. یکسره ، همه شب را .
هنگامه تلخیست خورشید را طلوعی دیگر باید، شب هولناکیست .
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است
ماموریم به تکلیف نه نتیجه ( امام خمینی)
سوار اتوبوس شدم و چند ایستگاه بعد پیاده شدم به همین سادگی خودم را به فلسطین رساندم . روز گرمی بود ، خوب
شد بطری یخ را برداشتم وگرنه تشنه می شدم . در طول خیابان فلسطین چند تانکر آب گذاشته بودند، آب روی یخ های
بطری ریختم در آن هوای گرم آب یخ می چسبید . جمعیت زیادی آمده بودند ، فکر نمی کردم در یک روز کاری این همه بیایند
( لابد بعضی مراکز تسهیلاتی هم قائل شده اند برای مرخصی ساعتی و....). سر راه روزنامه خریدم حوصله ام سر نرود . به
میدان فلسطین که رسیدم مملو از جمعیت بود . گوشه ای از میدان زیر سایه درختی ایستادم . هر از چند گاهی شعار می دادند " یا ایها المسلمون اتحدوا، اتحدوا ....." . چند نفری هم سخنرانی کردند ، حملات را شدیدا محکوم می کردند.
روزنامه را ورقی زدم ، وبلاگ هایی که در مورد فلسطین نوشته اند را معرفی کرده بود ، نوشته بود حتما سربزنید جالب است . خبر های دیگر هم بود : قلعه نوعی سر مربی شد ، وودی آلن و یک فیلم جنائی و...."
تجمع اعتراض آمیز تمام شد ، از خیابان فلسطین به سمت بلوار کشاورز بالا می رفتم ، دو نفر پشت سرم در مورد تاثیر این
طور حرکات صحبت می کردند ، فاصله کم بود صدایشان را می شنیدم . خیلی دلم می خواست وارد بحث شان شوم حیف که ... . یکی شان می گفت: " خیلی تاثیر داره ، تاثیر روانی ، فکر کن تو با یه نفر داری دعوا می کنی یه نفر دیگه بیاد تو دعوا از
تو حمایت کنه دلگرم می شی از نظر روانی تاثیر مثبت داره " آن دیگری هم تائید می کرد . دوست داشتم بگویم چه می گویی برادر؟ هیچ می دانی ؟
مثل آن نیست دقیقا . مثل این است که تمام خانواده ات را جلو چشمانت به فجیع ترین شکل بکشند، خانه ات را ویران کنند، همه چیزت را از تو بگیرند ( مگر نه اینست که از لبنان هیچ نمانده ؟ بازسازی لبنان را حتی اگر از همین حالا شروع کنند گمان نکنم تا ده ها سال دیگر هم پایان یابد ) و در گوشه ای از دنیا عده ای نهایتش سخنرانی کنند ، شعار بدهند و آنچه با تو
کرده اند را محکوم کنند ، گیریم مردم جهان خشم خود را هم ابراز کردند ، چند پرچم را هم آتش زدند ، برای تو اما فردا هم روزیست که خانواده ات را می کشند ، خانه ات را ویران می کنند و همه چیزت را از تو می گیرند . هیچ چیز فرقی نکرده .حق وتو هنوز هم معتبر است ، حقوق بشر افسانه است و مشکل بزرگتر از این حرفهاست .تاثیر مثبت که روی عملکرد اسرائیلی های دیوانه که ندارد ،گیریم تاثیر مثبت روی روحیه لبنانی ها داشته باشد . در لبنان دیگر گمان نکنم کسی تلویزیون نگاه کند یا اخبار را از طریق اینترنت دنبال کند ، بگذار با درد خود بسوزند. من آب یخم را با لذت می نوشم و از گرمی هوا می گویم و تو زندگی ات را می کنی ....
آری اینچنین است برادر . اگر هم اینجائیم برای اینست که ماموریم به تکلیف نه نتیجه .
شعارت را بده برادر......
*******
سه هفته پیش به دوستم گفتم چرا آپ نمی کنی وبلاگتو ؟ گفت : کامپیوتر مون مشکل دار شده . گفتم خوبه دیگه هر وقت مطلب نداری بگو کامپیوترمون ترکیده. حالا خودم مطلب دارم ولی کامپیوترمون ترکیده ( البته نه به این شدتم حالا )مرضیه سادات منو ببخشششششش. ای سیده زنان اهل قلم منو ببخششش. شوخی کردم به خدا، تو خودت مطلبی ، تو خودت یه دنیا وبلاگ تو دلت داری . تو خودت آپی عزیزممممممممم
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
۱-هود۸۱


برگشتنی هم من یه کیهان خریدم . تیتربزرگ زده بود : " تصمیم سرنوشت ساز، اقتصاد کشور متحول می شود.




